![]() |
![]() |
|
| بخوان قُل اَعوذُ بربّ الفَلَق ، که این سرخی از خون فرزند رسول خدا ، حسین بن علی (ع) رنگ گرفته است. |
|
امروز در آن سوی شهادت با پدرم مسلم ملاقات می کنم...
امروز در آن سوی شهادت با پدرم مسلم ملاقات می کنم. امروز به دیدار جوانمردانی نائل می شوم که همه بر سر دین پیامبر سر نهاده اند. قبیله برگزیده ای که سخن جز به راستی نگفتند و راه جز به درستی نپیمودند و هرگز روی از قبله صداقت نگرداندند . قومی که برگزیده اند و اهل کرامت. قومی که شهره اند به هاشمی و نسب به نخلهای کرامت و عزت می برند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/09/08ساعت 1:57 بعد از ظهر دست نوشتهء زرین قلم |
|
|
زهرا ـ تازه ترين اتفاقي بود، كه در عالم افتاد! و هيچ وقت نيست كه اين اتفاق ـ بازهم ـ تازه نباشد! زهرا ـ حرف تازه خدا بود:" انّا اعطيناك الكوثر" ... نگاهي نو، بر سراپاي هستي!
ارتباط خاك با خدا، مادر شهود و شهادت. بانوي محراب، بانوي اعتراض، بانوي حماسه، بانوي بسيج بني هاشم، بانوي شهادت... پيش از زهرا ـ هيچ زني را نديده بودند كه پدر خويش را، مادر باشد! پيش از زهرا ـ شهادت، اين همه تازگي نداشت. او كه آمد، جاني تازه گرفت. قبلاً كلمه بود. بعداً معنا شد!
و او به روشني، اين همه را مي دانست: مادرانه شهادت را، بزرگ مي كرد. آگاهانه شهادت را، شير مي داد! به غنچه هائي آب مي داد كه قرار بود آتش بگيرند! "كوزه آب" را مي شناخت. از جغرافياي "قتلگاه" خبر داشت. كربلا را بر دامان، مي نشاند. براي عاشورا لالايي ميخواند. گيسوان "اسارت" را شانه مي زد! حكايتِ چاه و محرابِ خون را مي دانست. با اين همه، آبروداري مي كرد. اهل شكايت نبود! اگر هم مي گفت ـ به درد مي گفت كه درمان بشنود.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/09/08ساعت 10:29 قبل از ظهر دست نوشتهء زرین قلم |
|
|
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد. ....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/09/07ساعت 9:6 بعد از ظهر دست نوشتهء زرین قلم |
|
| درباره وبلاگ |
هل من ناصر ینصرنی
www.emamhossein.blogfa.com وبلاگ اولین سایت تخصصی امام حسین(ع) و حضرت علی اصغر(ع) است؛ www.emamhossein.com وبلاگی مذهبی، عقیدتی و تاریخی درباره امام حسین (ع) و واقعه عاشورا |