![]() |
![]() |
|
| بخوان قُل اَعوذُ بربّ الفَلَق ، که این سرخی از خون فرزند رسول خدا ، حسین بن علی (ع) رنگ گرفته است. |
|
غريب و خسته و تنها كنار خانه بنشستم مدينه گريه كن با من كه زهرا رفته از دستم واويلا اه واويلا، شدم من يكه و تنها بنال از داغ آن بلبل كه پرپر در قفس ميزد بجرم يا على گفتن به پشت در نفس ميزد واويلا اه واويلا، شدم من يكه و تنها غريبى مرا مردم همه با چشم خود ديدند ميان شعله آتش گلم را با لگد چيدند واويلا اه واويلا، شدم من يكه و تنها بود هر شب همى نفرين به لب در دشت و صحرايم الهى بشكند دستى كه سيلى زد به زهرايم واويلا اه واويلا، شدم من يكه و تنها گلاب از ديده جارى بر سر سجاده كن زينب براى مادرت زهرا كفن آماده كن زينب واويلا اه واويلا، شدم من يكه و تنها |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/03/08ساعت 5:24 بعد از ظهر دست نوشتهء زرین قلم |
|
|
باز مرغ دلم ، زمزمه سر می دهد ناله ی " یا فاطمه" سر می دهد خواب ديدن حضرت زهرا (س) قبل از شهادت از آن بانوى پهلو شكسته نقل كردهاند كه در روزهاى آخر عمر خواب ديدم پدرم را و به او از دست امت شكايت كردم آن حضرت به من فرمود: انك قادمة على عن قريب (1) تو به زودى به سوى من مىآيى. مىگويند: اينجا فردوس اعلا است كه آخرين درجه بهشت است و اين همان نهر كوثر است كه متعلق به شما است. آن رسيده بزرگوار مىپرسد: اين ابى؟ پدرم كجا است؟ گفتند: هماكنون وارد مىشود و همان لحظه مىفرمايد كه پدرم وارد شد و مرا در آغوش گرفت و پريشانى مرا بوسيد و فرمود: فرزند دلبندم ديدى آنچه خدا وعده فرموده بود؟ اين همان وعده الهى است اين كاخ منزل تو و شوهرت و فرزندان شما است و اين جايگاه متعلق به دوستان شما است از خواب بيدار شد و رؤياى شيرين خود را به حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام نقل كرد، مولاى متقيان عليهالسلام دانست كه به زودى همسرش از دستش خواهد رفت و به بهشت اعلا منتقل خواهد شد. پس از ديدن اين خواب بود كه مكرر اين دعا را مىخواند: يا حى يا قيوم برحمتك استغيث فاغثنى اللهم زحزحنى عن النار و ادخلنى الجنة والحقنى بابى محمد صلى الله عليه و آله. (2) اى خداوند زنده و پاينده به رحمت تو پناه مىبرم پس به فريادم برس بار خدايا مرا از آتش جهنم دور گردان و به بهشت وارد كن و مرا به پدرم حضرت محمد صلى الله عليه و آله ملحق گردان. وقتى در همان حال حضرت على عليهالسلام به بالينش آمد و به وى فرمود عافاك الله و ابقاك. اى دختر پيامبر خداوند تعالى تو را به سلامت و باقى نگه دارد. گفت يا اباالحسن به زودى پدرم را ملاقات نموده و به او ملحق مىشوم. 1ـ الصديقة للعلامة المقرم/ 105 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/03/08ساعت 3:35 بعد از ظهر دست نوشتهء زرین قلم |
|
| درباره وبلاگ |
هل من ناصر ینصرنی
www.emamhossein.blogfa.com وبلاگ اولین سایت تخصصی امام حسین(ع) و حضرت علی اصغر(ع) است؛ www.emamhossein.com وبلاگی مذهبی، عقیدتی و تاریخی درباره امام حسین (ع) و واقعه عاشورا |