![]() |
![]() |
|
| بخوان قُل اَعوذُ بربّ الفَلَق ، که این سرخی از خون فرزند رسول خدا ، حسین بن علی (ع) رنگ گرفته است. |
|
چارمين نور الهى سلام اى چارمين نور الهى كليم وادى طور الهى تو آن شاهى كه در بزم مناجات خدا مىكرد با نامت مباهات تو را سجاده داران مىشناسند تو را سجده گزاران مىشناسند تو سجادى تو سجاده نشينى تو در زهد و ورع تنهاترينى قيامت مىشود پيدا جبينت به صوت «اين زين العابدينت» شبيه تو خدا عابد ندارد مدينه غير تو زاهد ندارد تو با درماندگان خود شفيعى تو با خيل جذامىها رفيقى سحرها نان و خرما روى دوشت صداى سائلان تو به گوشت فرزدق را تو شعر تازه دادى تو بر شعر ترش آوازه دادى تو ميقاتى تو مشعر زاده هستى عزيز من پيمبر زاده هستى تو كز نسل امير المؤمنينى پيمبر زاده ايران زمينى سزد شاهان فتند اينجا به زانو علىبن الحسين شهر بانو تو را ايرانيان رب مىشناسند تو را با نام زينب مىشناسند تو در افلاك زين العابدينى تو روى خاك با ما همنشينى قتيل تار گيسوى تو اصغر فدايى تو باشد همچو اكبر ابوفاضل همان ماه مدينه كنارت دست دارد روى سينه تو كوه عصمتى، لرزش ندارى تو از غير خدا خواهش ندارى تو در بالاى منبر چون رسولى تو در محراب خود گويا بتولى تو بابايى چنان شمشير دارى تو بابايى ز نسل شير دارى تو را شب زنده داران مىپرستند لبت را روزه داران مىپرستند تو جنسات از نيستان غدير است تو نامت روى ديوان غدير است تو بر پيشانى خود پينه دارى تو بر حق خدمتى ديرينه دارى تو آنى كه به كويت هر كه آمد غلام مستجاب الدّعوة باشد تو اشك مطلقى، گريه تبارى تو از روز ازل ابر بهارى تو مقتل سيرتى از جنس آهى تو مثل حنجر گل بى گناهى رعيتهاى تو شه زادگانند اسيران درت آزادگانند تو بزم روضه را بنيانگذارى تو در دل روضه ماهانه دارى تو از جنس غرور دخترانى تو آه سينه بى معجرانى تو منبر رفتهاى اما به ناقه سخنها گفتهاى امّا به ناقه
تو آن يعقوب يوسف زاده هستى تو آن از دست يوسف داده هستى
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/05/27ساعت 9:50 قبل از ظهر دست نوشتهء زرین قلم |
|
|
ولادت با سعادت سید الشهداء ـ امام حسین علیه السلام به پیشگاه مقدّس آقا امام زمان و همه شیفتگان آن حضرت مبارک باد. سخت حیران حسینم زارو گریان حسینم چه بود بهتر از این سخت حیران حسینم چه بود بهتر از این من نه خود می روم این ره که کسی می بردم خار دامان حسینم چه بود بهتر از این قبلتین دل من زینب و عباس شدند من مسلمان حسینم چه بود بهتر از این نوكران را همه با نام پدر بشناسد مست عرفان حسينم چه بود بهتر از اين
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/05/25ساعت 12:23 بعد از ظهر دست نوشتهء زرین قلم |
|
|
سالروز بعثت رسول اعظم، حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلّم بر عاشقان و شیفتگان آن حضرت مبارکباد.
باور كنيم، رجعت سرخ ستاره را ميعاد دستبرد شگفتى دوباره را باور كنيم،رويش سبز جوانه را ابهام مرد خيز غبار كرانه را باور كنيم، ملك خدا را كه سرمد است باور كنيم، سكه به نام محمد (ص) است از سفر فطرت، از صحف از مصحف، از زبور راوى بخوان به نام تجلى، به نام نور آفت نبود و، موت نبود و، نفس نبود او بود و بود او و، جز او هيچكس نبود «قال ا لست ربكم» ى را «بلى»زدند فالى زدند و قرعه تكوين ما زدند سالار «كنت كنز» در آيينه نطفه راند برقى جهيد خرمن آدم نشانه ماند ويرانه گرد خانه زنجير او شديم ز افلاكيان خليفه تقدير او شديم گرديد چرخ و خاك فلك كو به كو نشست آدم رهيد و، نوح به جودى فرو نشست ايوبها، به سفره كرمان كرم شدند يعقوبها، به حوصله پامال غم شدند موسى بسى ز نيل حوادث امان گرفت تا همچو نيل دامن فرعونيان گرفت بسيار بت شكست كه از سيم كرده بود تهمت به بت زدند، براهيم كرده بود از رشك لطف جان ملايك ملول ماند هيهات بر زمانه كه انسان جهول ماند باور كنيم، رجعت سرخ ستاره را ميعاد دستبرد شگفتى دوباره را باور كنيم، رويش سبز جوانه را ابهام مرد خيز غبار كرانه را باور كنيم ملك خدا را كه سرمد است باور كنيم، سكه به نام محمد(ص) است راوى به شب حجاب نكويى، حجاب قبح راوى به صبح، صبح شكافنده، صبح صبح راوى به فتح،فتح نمايان به آسمان راوى به تين و زيت، به افسانه زمان راوى بخوان، به خواندن احمد در اعتلا بر بام آسمان شب معنى شب «حرا» شبها شبند و قدر، شب عاشقانههاست عالم فسانه، عشق فسانه فسانههاست راوى بخوان، كه رستم افسانه مىرسد جوهر فروش همت مردانه مىرسد راوى بخوان، كه افسر سيارگان مه است راوى بخوان، كه مهدى موعود در ره است باور كنيم، رجعت سرخ ستاره را ميعاد دستبرد شگفتى دوباره را باور كنيم،ملك خدا را كه سرمد است باور كنيم، سكه به نام محمد(ص) است خونين به راه دادرسى ايستادهايم چون لاله داغدار كسى ايستادهايم اى دوست، اى عزيز مجاهد، رفيق راه مقداد روز، مالك شب، ميثم پگاه اى در صفا به همت مردانه استوار اى مرد مرد، مرد خدا، مرد روزگار مرغى چنين بلازده جان در قفس نداد حقا، كه داد عشق تو دادى و كس نداد رفتى كه باز گردى و تا ما خبر شديم اى پيشتاز قافله، بى همسفر شديم گيتى به اهل عشق بدستان چه مىكند! حالى به ما شقاوت پَستان چه مىكند! با ما چه مىكنند به رندى در آشيان اين نابكار خانه بدوشان، حراميان اى دوست، اى عزيز، رهايى مباركت از همرهان خسته، جدايى مباركت اينجا خوش است ضجه زنجيريان هنوز مردم كش است دشنه تقديريان هنوز اينجا هنوز عرصه گير و كشاكش است اينجا هنوز خواب اسارت مشوش است اينجا جهان شب است، ولى بىكرانه نيست فرداى روشنايى ره بىبهانه نيست شبها شبند و، قدر شب عاشقانههاست عالم فسانه، عشق فسانه فسانههاست باور كنيم، رجعت سرخ ستاره را ميعاد دستبرد شگفتى دوباره را باور كنيم، ملك خدا را كه سرمد است باور كنيم، سكه به نام محمد(ص) است محمد علی معلم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/05/19ساعت 2:4 بعد از ظهر دست نوشتهء زرین قلم |
|
ولادت با سعادت طفل شش ماهه امام حسین علیه السلام ـ علی اصغر(ع) ـ و امام محمّد تقی علیه السلام را به پیشگاه مقدّس امام زمان و همه دوستداران ایشان تبرک می گویم
امام محمد تقي(ع)، امام نهم شيعيان است. نام وي، "محمد" كنيه اش ابوجعفر ثاني و لقب هايش تقي، جواد، مرتضي، مختار، منتجب، قانع و عالم است. وليكن معروف ترين و مشهورترين لقب هاي وي تقي، جواد و جوادالائمه است.
نام پدرش امام علي بن موسي الرضا(ع) و مادرش سبيكه مي باشد.
نام هاي ديگري مانند سكينه، مرسيه و دره نيز براي مادرش نقل شد و امام رضا(ع)، آن بانوي شريفه را "خيزران" ناميد.(1)
خيزران از اهالي "نوبه" در شمال افريقا و از خاندان ماريه قبطيه، همسر رسول اكرم(ص) و از زنان فاضله و بزرگوار زمان خويش بود.
پيامبر اكرم(ص) در حيات خويش، وجود چنين بانوي پرهيزگاري را پيش گويي كرد و در حديثي فرمود: بأبي ابن خيره الاماءِ النّوبيه الطيّبه؛(2) پدرم به قربان پسر بهترين كنيزي باد كه از اهالي نوبه و پاكيزه سرشت است.
امام موسي كاظم(ع) نيز وجود اين بانوي شريفه و فرزند گرامي اش امام محمد تقي(ع) را پيش گويي كرده بود. آن حضرت در حديثي به يزيد بن سليط فرمود: هرگاه فرزندم علي (امام رضا(ع)) را در اين مكان (در طريق مكه) ملاقات كردي، وي را بشارت بده كه از وي پسري متولد مي گردد كه امين، امانت دار و مبارك خواهد بود. در آن روز، پسرم (امام رضا(ع)) تو را خبر مي دهد كه در چنين روزي، با من ملاقات كردي و من به تو چنين سخن هايي گفتم. پس تو وي را در آن زمان خبر بده كه آن جاريه اي كه چنين پسر ارجمندي از او متولد خواهد شد، از اهل بيت ماريه قبطيه، جاريه رسول خدا(ص) است و اگر آن بانو را ملاقات كردي، سلام مرا به وي برسان.(3)
محل تولد امام جواد(ع) در مدينه منوره و در خانه امام رضا(ع) بود، ولي درباره تاريخ تولد آن حضرت، اتفاق چنداني ميان مورخان و سيره نگاران نيست. زيرا برخي پنجم ماه رمضان، برخي نيمه ماه رمضان، برخي نوزدهم ماه رمضان و برخي ديگر دهم رجب المرجب سال 195 قمري را روز تولد مبارك آثار آن حضرت مي دانند.(4)
ابن عياش، ولادتش را دهم رجب ذكر كرد و دعاي ناحيه مقدسه نيز دلالت بر همين امر دارد. در فرازي از اين دعا آمده است: اللّهِمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِالْمَوْلُودَيْنِ في رَجَبٍ، مُحَمّدٍ بْنِ عَليٍ الثّاني وَ ابْنِه عَلّي بْنِ مُحَمّدٍ الْمُنْتَجَبِ.(5)
كليم بن عمران روايت كرد: به محضر امام رضا(ع) رسيدم و به آن حضرت عرض كردم كه در پيشگاه خدا دعا كن، تا فرزندي به تو كرامت كند. امام رضا(ع) فرمود: حق تعالي فرزندي به من كرامت خواهد كرد و او وارث امامت و جانشين من خواهد بود. هنگامي كه امام محمد تقي(ع) متولد گرديد، امام رضا(ع) فرمود: خداي متعال فرزندي به من عطا كرد كه به موسي بن عمران(ع)، كه دريا را شكافت، شباهت دارد و نظير عيسي بن مريم(ع) است كه خداوند منان مادرش را پاكيزه گردانيد و او طاهر و مطهر آفريده شد.(6)
امام رضا(ع) هنگامي كه به درخواست مأمون عباسي، به خراسان سفر نمود، از عمر شريف فرزندش امام محمد تقي(ع) بيش از پنج سال نگذشته بود و در هنگامي كه آن حضرت در خراسان به دسيسه مأمون عباسي، مسموم و شهيد گرديده بود، امام جواد(ع) تنها هشت سال بيشتر نداشت. امام جواد(ع) در سنين كودكي به مقام امامت نايل آمد و با آن صغر سن خويش، سكان كشتي شيعيان را به نيكي هدايت نمود و همانند پدر و نياكان معصوم خويش، پناه گاه عدالت جويان و دوستداران مكتب اهل بيت(ع) شد.
مأمون عباسي كه دانشمندي زبردست و از خردمندان عصر خويش بود، در برابر اعتراض عباسيان نسبت به ازدواج دخترش ام الفضل با امام محمد تقي(ع)، درباره مقام و شخصيت اين امام همام گفت: و اما ابوجعفر محمدبن علي قد اخترته لتبريزه عي كافه أهل الفضل في العلم و الفضل مع صغر سنه، و الاعجوبه فيه بذلك، و أنا ارجو أن يظهر للناس ما قد عرفته منه، فيعلموا أن الرأي ما رأيت فيه.(7)
يعني: اما از اين كه ابوجعفر محمد بن علي(ع) را به دامادي خويش و همسري دخترم برگزيدم، بدين خاطر است كه وي در عين خردسالي خويش بر تمامي اهل فضل و صاحبان علم و انديشه برتري دارد و اعجوبه زمان خويش است و من اميد دارم به همان مقداري كه من به دانش و فضل او پي بردم، مردم نيز او را بشناسند و به فضل و كمالات وي آگاه شوند و بدانند رأي درست همان است كه من پسنديده ام.
مأمون عباسي كه به درستي، مقام و شأنيت آن حضرت را شناخته بود، دخترش ام الفضل را به عقد نكاح وي درآورد.
وليكن پس از وفات مأمون، هنگامي كه امام محمد تقي(ع) براي بار دوم به بغداد سفر كرده بود، همسرش ام الفضل به تحريك عموي خويش معتصم عباسي، آن حضرت را در سن جواني مسموم كرد و به شهادت رسانيد.(8)
1- منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج2، ص 324؛ كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج3، ص 186
2- الارشاد (شيخ مفيد)، ص 615؛ منتهي الآمال، ج2، ص 325
3- منتهي الآمال، ج2، ص 325
4- نك: منابع فوق الذكر
5- مفاتيح الجنان (شيخ عباس قمي)، دعاي ششم ماه رجب
6- منتهي الآمال، ج2، ص 326
7- الارشاد، ص 621
8- نك: منابع فوق الذكر |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/05/02ساعت 2:18 بعد از ظهر دست نوشتهء زرین قلم |
|
| درباره وبلاگ |
هل من ناصر ینصرنی
www.emamhossein.blogfa.com وبلاگ اولین سایت تخصصی امام حسین(ع) و حضرت علی اصغر(ع) است؛ www.emamhossein.com وبلاگی مذهبی، عقیدتی و تاریخی درباره امام حسین (ع) و واقعه عاشورا |