![]() |
![]() |
|
| بخوان قُل اَعوذُ بربّ الفَلَق ، که این سرخی از خون فرزند رسول خدا ، حسین بن علی (ع) رنگ گرفته است. |
|
شهادت سبط اکبر پیامبر اسلام (ص) ـ کریم آل البیت ، غریب مدینه ـ امام حسن مجتبی علیه السلام و رحلت پیامبر اکرم (ص) ـ رسول رحمت ـ را به پیشگاه آقا امام زمان (عج) و همه عاشقان اهل بیت تسلیت عرض می نمایم
به همین مناسبت در پست های پیشین لینک مراثی و زیارت نامه و هم چنین اشعاری در رثای رسول رحمت (ص) و امام حسن مجتبی (ع) ـکریم اهل بیت ـ قرار داده شده است ، التماس دعا.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/12/26ساعت 12:51 بعد از ظهر دست نوشتهء زرین قلم |
|
|
قطعاً همان راهی را می رفت، که حسین رفت...؟
تا وقتی که امام حسن مجتبی (ع) بود، زعامت و امامت حسین و عباس و سایرین را برعهده داست. اختلاف، در موضع دو برادر نبود. بل که اختلافی اگر بود، در موضع پدر و پسر ـ معاویه و یزید ـ بود.
و حسن ، نیز ، اگر می بود ـ در برابر یزید ـ قطعاً همان راهی را می رفت، که حسین رفت...
و این مواضع ِ صریح، صبورانه، مردانه و متهوّرانهء امام مجتبی (ع) ـ سبط اکبر رسول خدا (ص) ـ در برابر معاویه است که می گفت :
لَو آثَرتُ اَن اُقاتلَ اَحَداً مِن اهل القبلةِ لَبَدأتُ بقتالکَ، فَانّی تَرَکتُکَ لِصلاح الاُمة وَ حِقن دِمائها. (1)
اگر می خواستم در میان اهل قبله، شمشیر برکشم ـ اوّل از همه، با تو می جنگیدم. من که دست از تو برداشتم، برای مصلحت و تدبیر امّت، و پیشگیری از خونریزی و جنگ داخلی بود! و یادمان باشد که دشمنان نامرد و کینه جوی، چندان از صلابت، تهوّر و شکوه معصومانهء امام، در هراس و بیم و رنج بودند که ـ پس از اعدام سربسته و زهرآگین وی ـ از تیرباران جنایت بار پیکر مبارکش نیز خودداری نکردند ...
1 ـ کامل ابن اثیر، ج 3، ص 205 |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/12/25ساعت 11:6 قبل از ظهر دست نوشتهء زرین قلم |
|
|
همان خونی که در رگهای حسین می دوید، در رگهای حسن، نیز بود.
آن، در زمان شمشیر، شمشیر برآورد؛
و این، در وقت تدبیر، تدبیر!
حکمت، یکی بود. امّا تجلّی آن ـ در دو جای ـ دو چیز :
حکمت ِ شمشیر، و حکمت ِ تدبیر ....!
امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ همان است که مصمّم و نستوه، ابن مُلجم ـ این افسر خارجی نترس نامرد نیرومند ـ را، تنها با یک ضربه ی شمشیر، از میانه بر می دارد! (1)
این علوی ِ فاطمی نژاد در جنگ صفین، در چهره ی سرداری رشید، از فرماندهان بزرگ سپاه اسلام، در شمار می آید؛ و در توارث تهوّر ، همین بس که وی فرزند علی ابن ابی طالب، همخون حسین بن علی و برادر ابوالفضل العبّاس است. همان تندیس های تهوّر و شهامت، که شجاعت شان، زبانزد لهجه های اساطیری عالم است: اَمّا العِبادُ فَانتُم ساداتُها اَمّات الحُروبُ فَانتُم آسادُها تِلکَ المَساعی لِلبَریّةِ اَو ضَحَت نَهج الهُدی وَ مَشَت بِهِ عُبّادُها (2)
در صحنهء مردمی، شما پیشتازان عالمید؛ و درپهنهء پیکار، رزم آورانی شیر اوژن و دلیر. این حرکت و تلاش ِ همواره ی شمایان بود که طریقت هدایت را، رویاروی مردم، برگشود تا خداپرستان، از آن راه، بتوانند رفت ...
1 ـ امام در عینیّت جامعه، محمدرضا حکیمی، صفحه 92 2 ـ مُغامِس بن داغِر الحلّی، شاعر شیعی عرب، در سده ِ نهم ملتمس دعای خیرتون
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/12/23ساعت 7:47 بعد از ظهر دست نوشتهء زرین قلم |
|
| درباره وبلاگ |
هل من ناصر ینصرنی
www.emamhossein.blogfa.com وبلاگ اولین سایت تخصصی امام حسین(ع) و حضرت علی اصغر(ع) است؛ www.emamhossein.com وبلاگی مذهبی، عقیدتی و تاریخی درباره امام حسین (ع) و واقعه عاشورا |