![]() |
![]() |
|
| بخوان قُل اَعوذُ بربّ الفَلَق ، که این سرخی از خون فرزند رسول خدا ، حسین بن علی (ع) رنگ گرفته است. |
|
روزی که عاشق و معشوق یکی شد گوش کن صدایی می آد از اعماق تاریخ صدایی زنده صدای خواهری، دختری، مادری بدرقه می کنند برادری، پدری و پسری باید سیاهی را از دشت بیرون کرد حادثه نزدیک است آب شرمگین زمین از خجالت خود را می بلعد و خوشید ننگین غم ِ این دارد، فردا برای که طلوع کند این طرف گهواره خالی است و جوانی ماهرخ در دستان پدر جان می دهد خیمه ها در انتظار نوشیدن آب از دستان عمو کمی آنطرف تر کلاغ ها شکسته اند بالهای کبوتر را گلها پر پر تن ها بی سر سوار بر مرکب می شود دخترش می گوید عمّه بابا به کجا می رود؟ عمّه با خون جگر می گوید به سوی یکی شدن می رود اندکی بعد تمام شد و چه زیبا بود یکی شدن عاشق و معشوق خدا عاشق بود و حسین معشوق یا حسین عاشق بود و خدا معشوق رامین.الف (رهگذر) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/04/21ساعت 11:17 قبل از ظهر دست نوشتهء زرین قلم |
|
| درباره وبلاگ |
هل من ناصر ینصرنی
www.emamhossein.blogfa.com وبلاگ اولین سایت تخصصی امام حسین(ع) و حضرت علی اصغر(ع) است؛ www.emamhossein.com وبلاگی مذهبی، عقیدتی و تاریخی درباره امام حسین (ع) و واقعه عاشورا |